آخرین مطالب پيوندها
نويسندگان سرزمین مادری
سلام بابایی.... منم علی پسرت.... بابا یه ساله پیشمون نیستی! تو این یه سال خیلی اتفاقا افتاد.... بابایی قدم بلند شده نیستی ببینی! بابایی دلم خیلی برات تنگ شده.... این یه سال واسه من به اندازه یه قرن گذشت... ازت فقط یه قاب عکس برام مونده.... قاب عکسی که شده تموم زندگیم.... همیشه شبا وقتی همه خوابن قاب عکستو میگیرم بغلم و کلی باهات حرف میزنم.... بابا چرا دیگه عطر سلامت تو خونه نمیپیچه؟ بابا چرا دیگه منو بغل نمیکنی؟ بابا چرا دیگه اشکامو پاک نمیکنی از رو گونه هام؟ بابایی دلم برات تنگ شده.... هر وقت از مامان میپرسم کی میای میگه ده روز دیگه.... بابا مصطفی این ده روز کی تموم میشه؟ بابا من دلم برات تنگ شده.... هیچی جای تورو تو زندگیم نمیگیره! مطمئن باش منم به خاطر این کشور راه تورو ادامه میدم باباجون کی تورو از من گرفت؟ بابایی جواب چشمای گریون منو کی میده؟
21 دی ماه سالگرد شهادت شهید هسته ای دکتر مصطفی احمدی روشن....
روحشان شاد و یادشان گرامی!
چهار شنبه 20 دی 1391برچسب:, :: 15:49 :: نويسنده : یه ایرانی
در روزگاری که بهانه های بسیار برای گریستن داریم اسمش میرزا کوچک خان بود، میرزا کوچک خان جنگلی؛ شنبه 9 دی 1391برچسب:, :: 20:13 :: نويسنده : یه ایرانی
سلام.... یه سالی میشه تو جمعمون نیستید وقتی بودید قدرتونو ندونستیم شرمنده تو این یه سال خیلی چیزا ازتون یاد گرفتیم ببخشید... ببخشید واسه اینکه نمیتونیم یزرگواریتونو جبران کنیم شما حاضر شدید واسه این کشور جونتونو بدید... حاضر شدید تک پسرتون بدون پدر بزرگ شه... شما قد کشیدنشو....بزرگ شدنشو....دانشگاه رفتنشو نبینید....واسه کی؟ واسه ما.... واسه کشورتون.... ببخشید اگه از یاد بردیمتون.... شرمنده.... یک شنبه 3 دی 1391برچسب:, :: 12:48 :: نويسنده : یه ایرانی
![]() ![]() |